قاصدكقاصدك، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 25 روز سن داره

قاصدک اومده هوراااا

ماهی گلی

کاردستی دوست داری تو هم یه ماهی گلی درست کنی؟ اگر دوست داری تمام کارهایی که در زیر بهت می گم رو انجام بده اونوقت می تونی برای ماهی گلی قشنگت یه دوست بسازی   وسایل مورد نیاز: •        کاغذ رنگی (در رنگهای متنوع) •        قیچی                                              •      &n...
15 اسفند 1390

آسمان هفت رنگ

  یکی بود یکی نبود. دشتی بود، پر از گل‏های رنگارنگ . گل‏های بنفش ، زرد، قرمز و صورتی. دشت آنقدر زیبا بود، آنقدر رنگارنگ بود که ... یکی بود یکی نبود. دشتی بود، پر از گل‏های رنگارنگ . گل‏های بنفش ، زرد، قرمز و صورتی. دشت آنقدر زیبا بود، آنقدر رنگارنگ بود که یک روز آسمان آبی، با خودش گفت: «کاش من هم مثل زمین ، پر از رنگ بودم.» خورشید، صدای آسمان را شنید و گفت: «تو هم قشنگی، تو هم رنگ داری.»  آسمان گفت: «من فقط آبی هستم همین.» خورشید گفت: «روزها، آبی و طلایی هستی و شب ‏ها، سرمه‏ای و نقره‏‏ای.&r...
15 اسفند 1390

خوش به حال شاپرک

بر درخت خانه‏ی ما یک کبوتر لانه دارد توی یک سوراخ کوچک مارمولک خانه دارد گربه‏ ی ناز و ملوسی آمده در خانه‏ی ما آمده در زیر پله بچه زاییده در آنجا شاپرک هم خانه دارد خانه‏اش بسیار زیباست خوش به حال شاپرک، چون خانه‏ی او روی گل ‏هاست.       ...
15 اسفند 1390

تجربه مامانی....!

دوستان عزیز این بار مامان شهراد جون از ساری تجربه خودشون رو در مورد پوشک بچه در اختیار ما قرار دادند که ضمن تشکر توجه شما را به آن جلب می کنم: سلام به تجربه 2سال پوشک پوشاندن شهراد میخوام به مامانای عزیز بگم بچه ها حساسیت های متفاوتی دارن حتی مرغوبترین و گرون ترین پوشک ها گاهی جواب نمیده .... گاهی باید تعویض رو زود تر انجام داد .... واز مارک های مختلف تست کرد تا مشخص شود که کدوم یک به نی نی مون سازگار تره موفق باشید.   ...
14 اسفند 1390

نوزاد در چه سنی هویت خود را می‌شناسد؟

    حدود چهار ماهگی، نوزاد از مشاهدۀ تصویر خودش در آئینه لذت می‌برد و در مقابل آن سر و دست خود را تکان می‌دهد….     حدود چهار ماهگی، نوزاد از مشاهدۀ تصویر خودش در آئینه لذت می‌برد و در مقابل آن سر و دست خود را تکان می‌دهد…. آیا نوزاد بدن خود را می‌شناسد؟   نوزاد شناختی از بدن خود ندارد. فقط به تدریج است که محدودیت هایی را که به “او” و “نه وفرد” دیگری مربوط می‌شود را می‌شناسد. این مرحله عموماً “مرحلۀ آئینه” نامیده می‌شود زیرا زمانی که نوزاد در آئینه نگاه می‌کند، تصویر خودش را د...
14 اسفند 1390

علت زردی در نوزادان

رنگ زرد نوزادان به علت تجمع رنگدانه‌های محلول در چربی (بیلی روبین) در پوست است که در مقادیر بالا و در شرایط مختلف برای نوزاد سمی می‌باشد. زردی معمولا در۶۰ درصد نوزادانی که به موقع متولد شده‌اند و در۸۰ درصد نوزادان نارس طی هفته اول دیده می‌شود...   زردی معمولا از سر و صورت شروع شده و با افزایش سطح بیلی روبین به سمت اندام‌ها انتشار می‌یابد. زردی چهره نشانه وجود ۵ میلی‌گرم و زردی تا اواسط شکم نشانه ۱۰ تا ۱۵ میلی‌گرم و زردی اندام و کف دست و پا نشانه وجود ۲۰ میلی گرم بیلی روبین در دسی‌لیتر خون است. علل شایع زردی در نوزادان عبارتند از:  زردی فیزیولوژیک: از روز ۲ ...
14 اسفند 1390

جوجه‌ام کجاست؟

        روزی بود و روزگاری. خانم اردکی بود که در کنار دریاچه ای آرام و خلوت زندگی می کرد. او هر روز....     روزی بود و روزگاری. خانم اردکی بود که در کنار دریاچه ای آرام و خلوت زندگی می کرد. او هر روز با ده جوجه اش به دریاچه می رفت و شنا می کرد . در قسمتی از دریاچه بید مجنونی بود. شاخه های درخت رو به پایین بود و روی آب سرد و آرام کشیده می شد. خانم اردکه هر روز شنا می کرد و به طرف درخت می رفت. نوکش را در آب فرو می برد. برگ های نرم درخت را نوک می زد و مزه مزه می کرد و میخورد . جوجه اردک ها هم همین کار را می کردند. خانم اردکه با غرور به جوجه هایش نگاه می کرد و می گفت: «...
14 اسفند 1390

کریمه اهل بیت

امشب سالگرد وفات جضرت معصومه(س) دختر گرامي امام هفتم ما،امام موسي كاظم(ع) و خواهر عزيز امام رضا(ع)هست.ایشان به کریمه اهل بیت شهرت دارند.     مرقد مطهر این بانوی برگزیده در شهر مقدس قم واقع شده است. ...
12 اسفند 1390

يه روز متفاوت و دعوت از نازدونه ها

      مناسبت امروز انتخابات مجلس شوراي اسلاميست. بياييم با به همراه بردن كوچولوهايمان و مشاركت دادن آنها.حس وطن دوستي و مسئوليت پذيري را به آنها بياموزيم وتجربه يك روز متفاوت را به نازدونه هامون هديه بدهيم.  نازدونه هایی که در انتخابات شرکت می کنید . عکس خود را برای ما بفرستید تا در آلبوم نازدون ها منتشر شود.  
12 اسفند 1390

قوطی کبریت‌های آقا موشه

    آقا موشه عاشق جمع کردن قوطی کبریت بود. هر وقت یک قوطی کبریت خالی می دید،         آقا موشه عاشق جمع کردن قوطی کبریت بود. هر وقت یک قوطی کبریت خالی می دید، فوری آن را بر می داشت و به لانه اش می برد؛ ولی خانم موشه اصلاً از این کار خوشش نمی آمد و مدام به او غر می زد . بالاخره یک روز با عصبانیت به آقا موشه گفت: «چقدر قوطی کبریت جمع می کنی؟! اینها که هیچ استفاده ای ندارد. تو باید همین امروز همه را دور بیندازی. من دیگر نمی توانم از بین این همه قوطی کبریت درست راه بروم.» خانم موشه راه می رفت و حرص می خورد و می گفت: «اینجا جعبه، آنجا...
11 اسفند 1390